حیات انسانی⁦⁩⁦

آسیه اسماعیل زاده

سلام آقا جان… ازجنس آن سلام هایی که می‌دانم بی جواب نمی‌ماند… آقاجان رویای ظهور شما پیش ازتولد درخمیرمایه ما ریشه دوانده رویایی که تاواپسین لحظات عمر بامانفس میکشد وخیلی ازما ناباورانه آن رابه گورمیبریم اماتاسالیان سال پس ازمرگ هم ماراسبزنگه می‌دارد اماحالادراین برهه اززمان، که تاریکی دنباله دار دنیامارااحاطه کرده می‌ترسیم ازبس که توی تاریکی ندیدنتان راه رفته ایم چشم هایمان به تاریکی عادت کند! نه راه پس داریم ونه راه پیش… کم آورده ایم کمی بیشتر ازکم… آنقدر بغض توی گلویمان تلنبارشده که راه نفس کشیدنمان رابنداورده بغض های نامحلولی که روی هم سوارشده اند وذره ذره دروجودمان ته نشین شده اند هرروزه خودمان وعده می‌دهیم همه چی درست می‌شود اما مگر بی شما می‌شود..انگاراین وعده باتمام روزهای زندگیمان یکی شده وانمودمیکنیم درحالی که دلمان لک زده برای شنیدن صدای آشنای… اناالمهدی… آقاجان، پس ازهزارواندی سال رنجهای بشرراپایانی نیست اما سروته همه ی این رنجها راکه بزنیم به یک نقطه مشترک می‌رسیم… یک جهان چشم به راه است بیا… اللهم عجل لولیک الفرج 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *