حیات انسانی⁦⁩⁦

زینب ولی نژاد

سلام بر منجی موعود ، سلام بر ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت ، آخرین دردانه پیامبر ، مولای من ، ای بهاری ترین بهار ، ای سبزترین بهار ، دور از نگاه مهربان تو ، دور از عنایت رحیمانه تو و دور از سر انگشت لطف تو خزانیم و سرد ، خشکیم و بی روح . یاد تو برف سفید کهولت بر چهره مان می نشاند ، ما شیفتگان راه تو به یاد تو بهاری می شویم .قرن هاست که قرار قلبها را برده ای ، دست در دست نبض ها ، آرامش سینه ها را آشوب کرده ای .آیا می رسد روزی که دست بر قبضه ی ذوالفقار ت ببری و ما را به چشمه همیشه جاری دین ، مهربانی و ولایت برسانی .هر روز قالیچه احساسم را روی سنگفرش خیالم می اندازم و در اوج خیالاتم بر حریم امن تو پناه می بیک. آقا جان دل خسته ام از پیرایه های زندگی، از بی عدالتی های روزگار ،مولا و سرور من ، کی می شود صدای بهاریت در دشت طنین انداز شود و شکوفه ها از نسیم صدای تو شاد شوند و تو آن مردی که به ندای مظلومانه ی حسین لبیک می گویی و علی وار ذوالفقار  عدالت به دست میگیری و سوار بر ذوالجناح تا فراسوی مرزهای استکبار می تازی، و مشک تیر خورده ی عباس را تا خیمه های تشنه پایداری پیش می برا و حکومت جهانی عدل و داد را در سراسر گیتی بر پا می داری. بیا که تشنه لبان منتظر ظهورت هستیم و ای کاش در ظهر روز عاشورا بیایی .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *