حیات انسانی⁦⁩⁦

ریحانه طاهری

از مهدی نوشتن سخت است واز او گفتن
هر چه مخاطبت مقام بالاتری داشته باشد سختتر میتوانی با او ارتباط پیدا کنی
اما ،امااین،بار شاید احساست با تو همراه است
وغلبه اش بر عقلت لطیفترو بیشتر
مهم سیمی است که اتصال پیدا میکند
مگر نمی دانیم امام حکم پدر معنوی برایمان دارد
مگر ما پیش پدرمان احساس ناراحتی داریم
خانه پدری ،برایمان بهترین وآرامش بخشترین جای دنیاست
من مثل بچه بازیگوشی می مانم
که در بازار دستش را از دست پدر ،رها میکند
وفریفته بازیچه ها ی آنجا میشود
وپدر نگران ،بدنبالش میگردد
واو به غفلت وسرگردانی ودر خوشی بازیچه ها ،گم میشود
نه نه ،پدر هرگز …
دستم را بگیر ورهایم نکن
اگر من دستت را بگیرم شاید ،
شاید در بازار بازیچه های دنیا وروز مرگی،هایش گم شوم
وغفلت وسرگردانی ،مرا از پای در آورد ،وگم شوم
در این منجلاب حیرانیها
پدر مهربانم مهدی عج دستم را بگیر محکمتر از همیشه
ونگذار چنین سر نوشتی داشته باشم
با تاکید می گویم
که شما دستم را بگیرید خیالم راحتتر است
چون من کودکی خطا کارو بازیگوشم
به طر فة العینی دستتان را رها میکنم
اما اگر شما دستم را بگیرید ،دلم قرص میشود
که دستم ،در دست پدری مهربان ودلسوز است
مرا یک چشم بهم زدنی ،به خود وانگذارید
مواظبم که باشید ،هرگز ببیراهه ،نخواهم رفت
ودر این آخر الزمان مدرن،گم نخواهم شد
یا الله ،یا رحمان ،یا رحیم ،یا مقلب القلوب ،ثبت قلبی علی دینک
ان شاالله
اللهم عجل لولیک الفرج ،یا مهدی مددی

ریحانه طاهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *