حیات انسانی⁦⁩⁦

منیره سادات میرافتابی از رباط کریم

سلام مولای مهربانم مهدی جان
ساعت گفتگویمان به تاخیر افتاده اقا جان
دردِ دلم را به که جز تو توانم گفت مهربان مولای من
بی کس و تنهام همیشه سنگ صبورِ درد و دل هایم خودت بودی
مهربان مولای من
چقدر دلم گرفته
خسته و ملول و ناتوانم
گیر نفسم
گیر رنجش هایم
گیر مَنی یَتم
آقا جانم خسته ام از خواهش های نفسانی ام
از گوش دادن به خواست دلم
کمکم کن
جز تو کسی یارای همراهی ام را ندارم .
مهدی جانم چه کنم
تو خودت از نهانم باخبری دستم را کسی جز خودت نمی تواند بگیرد
سینه ام درد میکند از غم نبودنت نه ندیدنت
از غم اینکه قول می دهم یار باشم ولی زیر قول و قرارمان میزنم
امشب شب مناجات است شب دعای کمیل است
بابای دلسوزم الان کجایی …….
چطور به سر می بری……
به حق دعای کمیل همراهم کن یارم کن
#خودمونی_باخدا
#نامه_خاص
برسد به دست صاحبش ان شاء الله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *