حیات انسانی⁦⁩⁦

لیلا دیرکوند

سلام امام عزیزنر از جانم…سلامی همراه با عشق و شرمندگی…عشق به شما که نماد خوبی و عشق هستید و شرمندگی من از این همه گناه و قدرناشناسی نسبت به شما…واقعا نمیدانم چطور باید با شما حرف بزنم و معذرتخواهی کنم…فقط میتوانم بگویم خیلی خیلی شرمنده ام و معذرت میخواهم…ببخشید…فدای شما شوم…جان بی ارزش من هزاران بار به فدای شما تا شاید ذره ای از بدیهایم جبران شود…شما برای کارهای بد من غصه میخورید و گریه می کنید و به جای من و برای من از خداوند طلب بخشش و مغفرت میکنید…و من هر بار با گناهانم بیشتر از قبل شما را ناراحت میکنم…امام عزیزم…کاش میتوانستم سربازی برایتان باشم نه مثل الان سرباری…کاش میتوانستم هم در زمان غیبت شما یاریتان میکردم و هم توفیق این را داشتم که ظهورتان را درک و تجربه میکردم و سربازتان میشدم…و ای کاش آنقدر شایسته بودم که بتوانم شهادت در راه شما را برای خود به ارمغان بیاورم…درست است با اینهمه روسیاهی و گناهم این آرزو بعید به نظر میرسد اما از شما نهایت خوبی و بخششها اصلا بعید نیست…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *