حیات انسانی⁦⁩⁦

طاهره دوخایی

آقاجان من به یادتوام ،کم،ولی هستم
شوق دیدارتورادارم ولی، خستم
خسته ازدستورنفسم،کم میارم من
دربه رویم بازکردی توولی،بستم
شرم دارم من بگم آقاتورادارم
خوب افتادم به دامت نه….ولی رَستم
نازنین آقاتوخوبی ،،،من بدم مولا
وقتی اینطوری اسیروتابع نفسم
کاش من هم منتظربودم به راهت آه
باورت میشود…..نیست این قصدم
شعله میگیردبه دامن،عشق توگاهی
درهوایت آن زمان یک عاشق مستم
رشته ای هست برگردن من، آنروز
میبُرم آنراچه ساده باهمین دستم
دستهای خالی وکوله بار پرغصه
کاش می آمدم به سمتت ای همه هستم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *