حیات انسانی⁦⁩⁦

طاهره جوادی

سلام آقا ی من سلام مولا امام زمانم بچه که بودم مادرم شبهای نیمه شعبان خمیر آرد راداخل روعن بصورت لواش نازک سرخ میکرد رویش شکرنرم می پاشید ومیداد دستم ومیگفت ببر بدرخانه همسایه هامی پرسیدم چرا میگفت بوی برات است ازبوی برات می پرسیدم میگفت بوی زنده ها بوی زندگی مادر نمی دا نست برات آزادی از آتش برای افراد بسیاری نوشته میشود مادر سواد نداشت ولی امامان راخیلی دوست داشت چون خیلی پای منبروعاط می نشست حالا میفهمم که شب تولد شما شب برات است شب رحمت است وشب مبارک است هر ساله منتطر شب برات هستم شاید امسال نوبت من باشدکه براتم راازشما بگیرم آقا جان شنیده ام که در شب تولد تان آب زمزم زیاد میشود قدری ازاین آبرا به روی دوستان و محبین خودتان بپاشید تاشايد درست شویم بامحبت شویم وباعث ناراحتی شما نباشیم وآماده یاری شما آقاجان دلگیرم و شرمنده که زبان ودلم یکی نیست می خواهم خوب باشم ومطیع اوامر شماولی نفس عماره ستیزگی میکند ومن انگار قدرت مهار اورا ندارم کمکم کنید مولا جان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *