حیات انسانی⁦⁩⁦

سید صفیه صیفی

گیتار زندگیم را که برمیدارم وشروع به زدن گیتار میکنم….دستانم میلرزد….نمیدانم چه سازی رابرایت بزنم.واصلا سازی رابرایت خواهم زدیانه…اشک از چشمانم سرازیر میشود اخر نت انتظار توراچه کسی میتواند بزند مگر کسی انتظار تورا می کشد…مهدی جان…. من هنوز گیتارم در دستم است …ولی انتظار نتی ندارد که بتوان زد….انتظار رامیتوان حس کرد…چون انتظار پایانی ندارد….تقدیم به اقای مهربانی ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *