حیات انسانی⁦⁩⁦

حدیث ترغو از اهواز

یا زهرا س:
به نام خداوندگار جهان
خداوند پیدا وسر ونهان
بنامش که در عشقش آدم سرشت
به تدبیر دیوان عالم نوشت
به هنگام حق فضل احیای عشق
که نوعی دگر داشت مولای عشق

سلام مولای مهربانم ،کجایی که منتظرتم ،ای کسی که از بچگی باداستان آمدنش وشکفتن گل های عدالت و شادی در جهان چشم به خواب میبردم ،می دانی مولایم شرمسارم ،شرمنده ام،هرلحظه ،هروقت که به یاد تو می افتم باخود میگویم چه سرباز کوچک بدی بودم این هفته هم دل تورا شکستم باگناهایم چطور از تو معذرت بخواهم نه سالم که بود وبه سن تکلیف رسیدم از پدرم پرسیدم پدرجان چطور میتوانم مولایم راببینم او جواب داد مولای خوبی ها آقاجانم در میان ماست چشم دل می خواهد وبصیرت گفتم چشم دل یعنی چی پدرم جواب داد کسی که روزها وشب ها سحر ها وغروب ها مینشیند وانتظار میکشد وباآن کسی که مانند تیله همانا در راه کج قل میخورد چه فرقی دارد آن لحظه گریه ام گرفت گفتم پدر منظورتان این است که من این چند ماه را که به سن تکلیف رسیده ام ونماز نخوانده ام مولایم از من ناراحت است پدرم گفت او مهربان است حتما می بخشد آن لحظه آرام وبی صدا از جا برخاستم وضویی گرفتم وبه اتاق رفتم جانماز گلگلی وچادر پروانه ایم راسر کردن نمازی از ته دل خواندم بعد از اتمام نماز سرم را که برروی جانماز گزاشتم ناگهان خوابم برد .
خودرادرمیان بیابانی خشک دیدم انگار خیلی تشنه بودم برروی زمین می خزیرم که ناگهان انگار مردی رادر دوردست میدیدم که با هرقدمش زمین گل باران وسبز میشد باخود گفتم مولای من است آره !مولای مهربانم !با صدای پدرم از خواب بیدار شدم عجب خوابی بود چه دلنشین از آن روز با خود عهد بستم که سعی کنم هیچوقت دل مولای مهربانم را نشکنم شاید که بتوانم رخ زیبا وپر نورش را ببینم وسربازی کوچک در راه او باشم واین آرزوی قلبی من است واز خداوند مهربان می خواهم هرچه زودتر ظهور آقا عج را نزدیک بگرداند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *