حیات انسانی⁦⁩⁦

زینب سادات فاطمی

با عرض سلام.

سلام آقای من…
تا کی باید از دور با دل خسته صدایت کنم؟
تاکی برای نیامدنت اشک بریزم؟
تا کی منتظرت بمانم؟
اما نه ،انگار شما بیشتر منتظر ماهستی.
آری….این ماهستیم که از شما دوریم و این ما هستیم که با غرق شدن در کارهای خودمان از شما غافل شدیم….
تمام دلخوشیم به همین است که می توانم گاه گاهی باشما حرف بزنم…
اما آقای من آیا این انتظار به آخر می رسد؟
آیا می توانم شیرینی نگاهت را روزی با عمق وجود احساس کنم؟
کودکان جوان شدند و جوان ها پیر اما هنوز مادری هست که چشم به راه فرزندش به شوق گرفتن انتقام آن صورت سیلی خورده وآن پهلوی شکسته نشسته است…
ای نور چشمان دنیا،ای مسیحای دل هاو ای دل آرام مادرش زهرا( س) بیا….

زینب سادات فاطمی، استان قم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *