حیات انسانی⁦⁩⁦

خانم لیلا معاونی از اهواز:

مقتدر حق
نگه کردم به از هر روز ، طاق آسمان به شمس و قمر و کوکب و گردش زمان
کین سخن در دل فرو بردم همی کز نشان از حق برم ، بردم همی
در دلم باغ تماشا می شد و آیین دوست در وصالش هر چه نیک یابی ، از اوست
عاشقان وصف جمالش می دهند عارفان حمد و ثنایش می دهند
جان من در تاب و تب ، سوزانتر است کین سخن گفتن ز حق ، جوشانتر است
یارب در طریق عشق ، دست ما را پیش گیر تا که آواز دلم ، برنهد از عشق جلی
در نهانخانه ی دل ، عشق ، مجنون می شود این همه فضل خدا ، برخیزد از عشق ولی
تا که شاید مردمان ، بر کرده ی خود بنگرند عشق در راه خدا را ، دیده ی خود بنگرند
روزی آید که زمان ، پر شود از عدل و نکو چون که آن مقتدر حق ، پا گذارد بر سکو
ناگه همه اهل جهان ، ز غفلت ، برون شوند پر بگیرند ز عشق و ولایت ، عدل او

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *