حیات انسانی⁦⁩⁦

خانم زینب بهرامی:

سلام مهدی من، خودت میدونی که توی این دنیای وانفسا و پر از عشقهای دروغی تو عشق واقعی منی.مهدی جانم، اینقدر بغض کردم از دلتنگی خودت و جمکرانت که واقعاً هیچ راه چاره ای ندارم.
خیلی اتفاقی خوندم که برای تو دل نوشته بنویسم. مولای من، دل من پر از حرفه واسه تو. ولی قابل نوشتن و گفتن به کسی نیست. تویی که از تمام دلم خبر داری.تویی که از فرط تنهایی ما تنهاها رو درک میکنی. دلم خیلی میسوزه واسه تنهاییت آرامش آغوشتو کم داره قلبم.
کاش میشد دستم تو دستت باشه محکم.
مهدی جانم. الهی من بمیرم و غربت تو رو بین این مردم نبینم. تو از غریب هم غریب تری عزیزم.
دلم میخواست اینقدر دستم میرسید یا توانش رو داشتم که تمام ساعتهایی که نبودی رو به رخ بعضی ها میکشیدم تا بفهمند چی و‌ کی رو نداریم و این روزگارمونه!..
جز دعا و دلخوشی به اینکه با تک تک نفسهام به پات میمونم و منتظرتم کاری ازم برنمیاد آقاجانم.
مهدی من،وجدانم راحته که با بند بند وجودم دوستت دارم.از بچگی عاشقت بودم.
اقا جان دلم شکسته، خدا رحم به دل شما بکنه
آقا جان، من خودمو خانوادمو نذر ظهورت میکنم. خودت برای ظهورت دعا کن.
آقاجان میشه ازم راضی باشی دردت به جونم تا وقتی زنده باشم از تو و عشقت حرف میزنم.
دلم میخواد نگاهم بکنی. دلم میخواد بدونم شماهم منو دوست داری.
مولای من
تویی کس و‌کارم. فقط تورا داره دلم
فقط تورا داره دلم، همه دارو ندارم
عزیزم مهدی.عزیزم مهدی
اللهم عجل لولیک الفرج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *