حیات انسانی⁦⁩⁦

حدیث ترغو

(به نام خداوند بخشنده مهربان )

سلام مولایم ،سلامی به گرمی نورخورشید ،سلامی به زلالی آب،سلامی به لطافت گل های بهار .مولایم چند وقتیست که می خواهم نامه ای برای تو بنویسم اما هربار خود رالایق چنین کاری نمیدانستم وقلمم برروی کاغذ
نمی رقصید اما الان باتمام وجودم قلم رابر دست میگیرم وهرآنچه که دردل دارم برروی کاغذ می آورم ،همیشه آرزو داشتم کاش اشک باشم وبر رخ ماهت بریزم وآرام بر دامانت جای بگیرم ،کاش پروانه بودم و دور تا دورت پر میزدم ،کاش غنچه بودم وبا نوازش دست های مهربانت گل میشدم.
می دانی سال هاست هرجمعه حیاط را آب وجارو میکنم ،سالهاست لحظه لحظه نفسم را درسینه حبس میکنم وهر ساله هیچ اتفاقی نمی افتد ،کجایی مولایم ،کجایی که ببینی بی تو نه سحر را طاقتی است و نه صبح را صداقتی .
می دانی هروقت که میخواهم کاری فرهنگی بادوستانم انجام دهم همیشه بارمز ونام تو کارراآغاز میکنم تاشاید بتوانم سربازی کوچک در راه تو باشم .همیشه وقتی ناراحت هستم با درد ودل کردن باتو آرام میشوم همیشه کنار جانماز باتو سخن میگویم وبا پروردگار خویش رازونیاز میکنم وازاو میخواهم هرچه زودتر توبیایی وآن نقلی را که موقع ظهورت تمام جهان سرشار از عدالت و شادی میشود بخوانم نقلی که همیشه در تنهایی وناراحتی خویش باخواندنش آرام میشوم .
ای مولایم ،ازتو میخواهم که زودتر بیایی ،ازتو میخواهم که باآمدن دل ما نوجوانان وکودکان وپیر وجوان را شاد کنی ،ازتو میخواهم به من کمک کنی که بتوانم سربازی کوچک در راه تو باشم .

دیوانه مهدی (عج) شدم ،دلبردیگر ندارم
یک دل دارم ،عشقی به جزدیدن دلبر ندارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *