حیات انسانی⁦⁩⁦

الهه جلالی سنگانی:

دلنوشته ای به امام زمان ارواحنافداه
مولای من!
میخواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم یَسْمَعونَ کَلامی
پس ای آقای مهربانی ها !
در آغاز سلام علیکم
نه تنها از طرف من، بلکه عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات
چرا که می دانم یُرَدَُون سْلامی.
یابنَ الصَّراطِ المُسْتَقیم !
امروز می خواهم عهدم را با شما تجدید کنم،
عهدی که بارها آن را شکسته اما هربار به دنبال فرصتی بوده ام که دوباره آن را تجدید کنم.
یابنَ البُدورِ المُنیرَه !
شاید گاهی تو را فراموش کنم،
لکن عَزیز عَلیَّ عَنْ اَرَی الخَلْقَ وَ لا تری
ولی ای کاش میتوانستم نظاره گر مشکاتِ وجودت باشم تا با مصباح رویت که نور علی نور است دل و جانم‌ منوّر شود.
و بدان ای ترنّم وصالم!
با همه ی وجودم و از صمیم جانم، توی جان جانان را دوست دارم.
یابنَ یس وَ الذَّاریات !
به من هم لیاقت بده در چنین روزی دستانم را بالا برم و از خدایم بخواهم عَجّلْ لَنا ظُهورَه، چرا که معتقدم نَراهُ قَرِيباً
یابنَ الاَنجمِ الزَّاهرَه !
هرچند گاهی دیگرانی را که شما نمی پسندیدید یاری نمودم، دنبالشان رفتم و از آنها دفاع کردم،
اما می خواهم که اللّهمَ اجْعَلنی مِنْ انْصارِه و اعوانه وَ الذّابینَ عنه وَ المُستَشهَدینَ بین یدیه.
یابنَ النَبإ العَظیم !
هر چند گاهی زیبایی های دنیا چشمانم را خیره کرده است، امابه من معرفت بده که بدانم که زیبایی تویی و همواره بخواهم اَللّهمَ أرنّی الطَّلعةَ الرَّشیدَه
که چه زیبا و محشرانه است که نظاره گر آفاق نگاهت در صفحه هستی و صحیفه ی جان باشم.
اما ای امام المنتظَر!
از امروز و در تمامی لحظات و ساعت ها تا پایان عمرم از تو؛ می خواهم عهد و بیعتی را که برگردنم هست حفظ کنم، همان عهدی که لا اَحولَ عَنْها و لا اَزول اَبدا …. ان شاء الله تعالی.
در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی
خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی
اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليّٖكَ الْفَرَج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *