حیات انسانی⁦⁩⁦

ارغوان

سلام اقای من نمیدانم از کدام کوچه میایی هر صبحگاه که از خواب بیدار میشوم چشمانم را به کوچه ای مینگرم که شاید نسیم نفسهایت امدنت را به من مژدگانی دهد …ومن بتوانم صورت زیبای تورانقاشی کنم …..اقای من امروز که بیدارشدم انگار که خدا نام تورا در قلبم حکاکی کرد وامدنت مژده ای شد برای قلب بیمارم…..صبح است نگاهم به ته کوچه هست ….امدی ….من استشمام کردم بوی تورا همان بوی گل نرگس ….ومن نقاشی کردم….چهره زیبای تورا…..در تجسم خیالم…..من شمارا در بوی گل نرگس دیدم….که باد اورد ویک لحظه رفت…..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *